سلام
می خوام راجع به اتفاقی که افتاد حرف بزنم
استادی(سیاست) شروع به بحث عجیبی کرد و آان هم این بود که قرآن برای شما نیست قرآن برای اعراب عصر جاهلیت است ما احتیاج به قرآن نداریم ,نماز برای ما نبوده است برای کسانی بوده که تازه مسلمان شده بودن , خداوند آتش را برای اعراب مثال زده چون آنجا گرم بوده.
آنروز حرف های جالبی برای ما می زد بطوری که بعضی از بچه ها عصبانی شدن و نزدیک بود جنگ سختی شروع شود.
اما فردای آنروز من کنفرانس داشتم. بدین شرح:
آن هم اینکه قران برای همه زمان هاست طوری که هرچه از گذشت زمان بیشتر می شود بعضی حقایق رو شن می شوداگر شد درباره رابطه قرآن و ریاضی بعدآ توضیحی می دهم پس قرآن را نمی توانمربوط به شخص تلقی کرد چون حرف انسان کهنه می شود . اما قران نه کهنه می شود نه خسته کننده.
نماز، بعضی از ما ازشیطان هم بد تر هستیم چون شیطان خدا را سجده کرد ولی انسان را نه اما ما خدا رو هم سجده نمی کنیم و هیچ چیز بالا تر از عباد خدا نیست.و وسیله ای است که انسان هر وقت که احساس نیاز کرد می تواند ازآن کمک گیرد.
خلاصه کنفرانس ما هم خیلی خوب برگزار شد ولی دیگر نه از استاد خبری شد نه از دوستان ما.